السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

158

تحرير الوسيله ( فارسى )

اول - رو به قبله نمودن ذبيحه در حال ذبح ؛ به اينكه محل ذبح آن و مقاديم بدنش را رو به قبله نمايد ؛ پس اگر به آن خللى برساند ، چنانچه از روى علم و عمد باشد حرام مىشود و اگر از روى فراموشى يا جهل باشد يا در قبله يا در نحوهء عمل اشتباه كند حرام نمىباشد . و اگر جهت قبله را نداند يا نتواند آن را رو به قبله نمايد ، اين شرط ساقط مىشود . و بنابر اقوى رو به قبله بودن ذابح شرط نيست اگر چه احوط و بهتر است . دوم - تسميه از سوى ذابح ؛ به اينكه در وقتى كه مشغول به ذبح مىشود يا عرفاً متصل به ذبح است يا مختصرى قبل از آن - كه متصل به ذبح است - اسم خدا را بر آن ذكر نمايد ، پس اگر عمداً اخلال به آن نمايد حرام مىشود و اگر از روى فراموشى ذكر ننمايد حرام نمىباشد . و در الحاق جهل به حكم به فراموشى يا به عمد دو قول است كه اظهر آن‌ها دومى است . و معتبر است كه نام خدا را به اين قصد ذكر نمايد ؛ يعنى به عنوان اينكه بر ذبيحه باشد و اگر نام خدا را به طور اتفاقى به منظور ديگرى ذكر نمايد كفايت نمىكند . سوم - بعد از تمام شدن ذبح ، حركتى از ذبيحه صادر شود كه دلالت كند كه ذبح بر زنده واقع شده است و لو اينكه حركت مختصرى باشد مثل اينكه چشمش را حركت دهد يا گوشش يا دمش را تكان دهد يا پايش را به زمين بزند يا مانند اين‌ها و در اين صورت ، احتياج به خروج خون معتدل نمىباشد ؛ پس اگر حركت كند ولى خون بيرون نيايد يا به طور سنگين و قطره‌قطره - نه روان و معتدل - بيرون بيايد در تذكيهء آن كفايت مىكند ، و در اكتفاى به خروج خون معتدل ، به طورى كه يكى از دو امر - حركت يا بيرون آمدن خون معتدل - معتبر باشد ، بين فقهاى متأخرين قول مشهورى است و خالى از وجه نيست ، ليكن ترك احتياط سزاوار نيست . اين در صورتى است كه زنده بودنش معلوم نباشد و اما اگر زنده بودن آن با خروج اين خون معلوم شود ، بدون اشكال اكتفا به آن مىشود . مسأله 12 - در قرار دادن ذبيحه بر زمين - در حال ذبح - كيفيت خاصى معتبر نيست ، پس بين اينكه آن را بر طرف راست ، مانند ميت در حال دفن و بين اينكه بر طرف چپ قرار دهد فرقى نيست . مسأله 13 - در ذكر نام خدا كيفيت مخصوصى و اينكه در ضمن « بسم اللَّه الرحمن الرحيم » باشد معتبر نمىباشد ؛ بلكه معيار صدق ذكر نام خدا بر آن است ، پس كفايت